علي بن حسين انصارى شيرازى

21

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : احريض بكسر اول به فارسى گل كافشه و گل خنق و رنگ زعفران و بلغت ديلمى كاجيره و بهندى كسم‌كاپهول نامند احلب‌ديا شبرم است و گفته شود احيون ( احسون ) راس الافعى خوانند و بيخ آن از انگشت باريكتر بود و برنگ سياه بود و منفعت وى آنست كه چون با شراب بياشامند گزندگى مجموع جانوران را نافع بود و اگر پيش از گزندگى بياشامند بگزد هيچ زيان نرسد و بيخ آن و ثمر و ورق آن مجموع خاصيت دارند و اگر بيخ آن با شير بياشامند درد پشت ساكن كند صاحب مخزن الادويه احيون را ثمر گياهى مىداند كه اين ثمر شبيه بسر افعى است اخنينوس اخيروس گويند و آن را خردينه و خردر گويند و بعضى گويند كه آن گندم ناكشته است كه در صحراها رويد و آنچه محقق است نباتيست كه در نزديك آبهاى روان و آبهاى ايستاده رويد و ثمرى سياه و كوچك دارد و گلى سفيد و دانه وى در داروى چشم و گوش استعمال كنند و اگر دانه وى مقدار دو درم يا چهار درم با عسل بياميزند و در چشم كشند قطع سيلان رطوبت از چشم بكند و اگر عصاره وى با گوگرد و نطرون بياميزند و در گوش چكانند درد گوش ساكن كند اخريط طيطان است و گفته شود ادادا اشخيص است و گفته شود ادلك بنشوق است و بپارسى آلوچه گويند و آلوجبلى و آلوكشته نيز گويند طبيعت آن سرد و تر است در درجه اول مسكن حرارت بود و مسهل صفرا اما مرخى معده بود و مصلح وى قند است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ادرك بفتح همزه و سكون دال و فتح را لغت عربيست به فارسى آلوچه سلطانى نامند و گويند نبشوق است اذاراقى دوائى هندى است و از جمله سموم است در طلاها استعمال كنند مانند كلف و جرب و قوبا و اگر بر عرق النسا ضماد كنند نافع بود و بعضى در قولنج ريحى استعمال كنند و طبيعت آن بغايت گرم است و سم مجموع حيواناتست كه دنبال دارد و بپارسى و بهندى كچله خوانند و اگر كسى بخورد مداواى آن به قى و شير تازه و روغن بادام كنند و مرق اسفيد باج چرب و لعابات و روغن گل سرخ نافع باشد و جهت قلقنه اسب مفيد است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اذاراقى بفتح همزه و دال معجمه و فتح را و كسر قاف لغت سريانى است و به عربى قاتل الكلب و حب الغراب و خانق الكلب به فارسى كچله و كچوله و بهندى نيز به همين نام مشهور است صاحب تحفه مىنويسد : اذاراقى را در تنكابن و مازندران كلاج‌دارو نامند و بيخى است مدور و پهن و بسيار تلخ